| X Close | ||
نوفرستی که جای شاهان است
به به آب و وه وه نان است
منتظر اطلاعات تكميلي همولايتي هاي عزيز هستيم


باغ طوغان(عهد سلاطین مغول)
قلعه نوفرست(قرن سه تا ۴ صفویه)
سنگ نگاره های لاخ مزار کوچ
دخمه های حفر شده در دره اصلی حوضه آبگیری رودخانه نوفرست

سنگ نگاره های لاخ مزار کوچ
تا به امروز قدیمی ترین آثار حضور انسان در اطراف نوفرست بصورت سنگ نگاره هایی بر لاخ مزار کوچ واقع در حدود 5 کیلومتری جنوب نوفرست مشاهده شده است که بنا بر ارزیابی کارشناسان میراث فرهنگی جزو معتبرترین اسناد تاریخی مربوط به خراسان جنوبی به شمار می آیند. این نگاره ها که بر سطح صخره ای به رنگ سبز مایل به سیاه و به ابعاد 5*5 متر ایجاد شده اند، دوره طولانی پیش از تاریخ تا دوران متاخر اسلامی را در بر می گیرند.
مجموعه نگاره های لاخ مزار به 307 مورد می رسد که شامل نقوش انسان٬حیوان٬گیاه ٬علامت و نشانه ٬ کتیبه های پهلوی ٬ اشکانی٬ ساسانی ٬ کتیبه های عربی و کتیبه های فارسی هستند. شایان ذکر است که این سنگ نگاره ها نه تنها در اطراف نوفرست که در کل خراسان جنوبی(قهستان) جزو قدیمی ترین آثار کشف شده می باشند. نتیجه اینکه منطقه نوفرست جزو قدیمی ترین مناطق زیستی در خراسان جنوبی بوده است که تاریخی همپای تاریخ ایران زمین دارد. سنگ نگاره های موجود برروی لاخ مزار هنوز بطور کامل ترجمه با تفسیر نشده اند ولی همان کتیبه هایی که تا بحال تفسیر شده اند بر اهمیت این مکان در دورانهای مختلف علی الخصوص دوره ساسانی تاکید می ورزند. تکرار نام اردشیر در کتیبه های ترجمه شده مخصوصا با توجه به مطالبی که در ادامه درباره نسب خاندان شاهان نوفرست خواهد آمد بسیار جالب بنظر می رسد. هرچند تفسیر رسمی سازمان میراث فرهنگی که در قالب یک گزارش پژوهشی بچاپ رسیده است بطور غیر قابل قبولی سعی در کم اهمیت جلوه دادن وجود و تکرار نام اردشیر داشته و در عوض سعی دارد که قباد ساسانی را به نوعی به نقوش و کتیبه ها مرتبط سازد. بحث مفصل لاخ مزار کوچ در آینده ای نزدیک بصورت جداگانه ارائه خواهد شد. در اینجا تنها به جمعبندی جالب آقای لباف خانیکی کارشناس میراث فرهنگی اشاره می شود که «صخره لاخ مزار به مثابه یک دفتر یادبود است که از دوران های مختلف یادگارهایی بر آن نگاشته اند و هر کدام از این یادگارها بیانگر فرهنگ و اعتقاد اقوامی است که نگارگران از میانشان برخاسته اند.»
علاوه بر لاخ مزار وجود دخمه های حفر شده در دره اصلی حوضه آبگیری رودخانه نوفرست به فاصله کمی از چشمه-قنات گوالوگز نشان از حضور کهن انسان در این دیار می دهد. این دخمه ها که از طرفی در نزدیکی روستای کوچ فعلی نیز قرار می گیرند گواه بر یکی بودن ساکنان اولیه این دو روستا می دهند. سرو کهن نوفرست با قدمتی هزاران ساله و همینطور تعداد بیشمار قبور زردتشتیان در اطراف نوفرست دلایل دیگری هستند بر تاریخ بسیار و آبادانی منطقه در عهد ساسانیان.
ورود اسلام به منطقه احتمالا مصادف بوده با فتح قهستان که بنا بر نظر مورخان حدود سال 29 هجری و در زمان خلافت عثمان بوده است. البته آنگونه که در کتاب تاریخ سیستان به تصحیح محمد تقی بهار آمده است مردم قهستان به یکباره مسلمان نشدند بلکه تا قرن 4 هجری هنوز جمعیت زیادی از زردتشتیان در قهستان حضور داشته اند. همچنین در کتب تاریخی ذکر شده که بدلایل مختلف اعراب زیادی به این منطقه مهاجرت و بتدریج ساکن شده اند. برای درک میزان مهاجرت اعراب به جنوب خراسان توجه به گزارشی که مقدسی (375 هجری) در کتاب احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم از منطقه قهستان ارایه می دهد خالی از لطف نیست: قهستان سرزمین پهناور است هشتاد فرسنگ سنگین در هشتاد است. ولی بیشتر آنرا کوهها و دشتهای خشک و بی درخت فرا گرفته است. قصبه قوهستان قاین است نه خوشی دارد نه ثروت. اقلیمها 14تا هستند 6تا عرب و 8تا اقلیم عجمی، هر اقلیم چندخوره و چند قصبه وهر قصبه چند مدینه است. وی از ۷۷قصبه نام می برد.
ملک شاه حسین بن ملک غیاث الدین مولف کتاب احیاء الملوک (1027هجری) نقل می کند که ملک شمس الدین بهرامشاه (یکی از حکام سیستان در اوایل قرن هفتم هجری) مکررا لشکر بر سر ملاحده (اسماعیلیه) می برد و در دفع اسماعیلیه بیشتر از جمیع ملوک و حکام دیگر سعی می نمود تا اینکه اسماعیلیه فدائیان را جمع نموده و تصمیم بر کشتن او گرفتند. ملک شمس الدین بهرامشاه در نوبتی که به قائن حمله کرده بود، جمعی را در نوفرست و گسک و مسک کشته به سیستان مراجعت نمود. لیکن در اثنای راه نیمروز و هنگامی که خیمه ملک خالی از سپاهیان بوده دو سه نفر از اسماعیلیه او را بقتل می رسانند. مولف احیاءالملوک تاریخ 618 هجری را برای این واقعه ذکر می کند. از این واقعه روشن می گردد که اولا اسماعیلیه قهستان در اوایل قرن هفتم در نوفرست نیز حاکم و مستقر بوده اند و در ثانی برخلاف نظر عامه نوفرستیها مبنی بر جدید بودن نام نوفرست و تعلق آن به 400 ساله اخیر این نام قدمتی بسیار فراتر دارد و حداقل اینکه قدمتی 800 ساله دارد. شایان ذکر است که مولف احیاءالملوک که اجداد مادری اش نوفرستی بوده اند (در ادامه خواهد آمد) بخوبی بر تاریخ نوفرست تسلط داشته ولی در هیچ جا از نام دیگری برای این روستا یاد نمی کند.
سال 622 هجري محتشم شمس الدين وپس از وي محتشم ناصر الدين و سپس ابو الفداء هر سه از اسماعیلیه زمام امور قهستان را در دست گرفتند. سال 672 هجري ركن الدين اسماعیلی با لشكر مغول از در صلح درآمد و مغول ها منوط به اينكه تمام قلاع قهستان را خود افراد خراب كنند از كشتار مردم امتناع خواهند كرد و اسماعيليان بناچار خود قلاع خويش را تخريب كردند و سرانجام دولت اسماعيليان توسط مغولها درهم شكسته شد. بنا بر نظر محمد حسین آیتی در کتاب بهارستان در اوایل تسلط مغولان بر خراسان و در زمان سلطنت ارغون خان، حکومت قهستان به یکی از مغولان سخن سنج و زیرک بنام امیر طوغان واگذار شد. طوغان نیز مقر حکومت خود را در نوفرست قرار داد و باغی بزرگ بنام خود بنا نمود که هنوز در نوفرست برپا بوده و بنام خودش معروف می باشد. امیر طوغان در زمان وزارت سعدالدوله یهود و امارت بوقا رشادتهایی بکار برده که منتهی به کشته شدن بوقا و تذلیل وزیر مذکور و جماعت یهود و همینطور خلاصی مسلمانان از دست یهودیان که زمام امور مملکت را بدست گرفته بودند، شده است. بعد از فوت ارغون خان اکثریت امراء مغول به جانشینی کیخاتو برادر ارغون نظر داشتند ولی بعضی دیگر از جمله امیر طوغان درصدد برامدند که بایدو نواده هلاکو را به این سمت برسانند و دعوتنامه ای نیز به بغداد که بایدو بر آن حکومت داشت فرستادند ولی بایدو زیر بار نرفت و با وجود کیخاتو حاضر بقبول دعوت ایشان نگردید. کیخاتو در روز 23 رجب 690 بر تخت ایلخانی نشست و اندکی بعد امرایی را که در آخر عهد ارغون خان راه مخالف پیموده بودند را سیاست نمود از جمله امیر طوغان شحنه قهستان را بقتل رسانید.
سال 773 هجري امير تيمور گورکانی به قهستان لشكر كشي نمود.
قهستان از زمان آمدن تيمور تا سال 907 هجری كه ظهور صفويان است به دست خانواده تيمور اداره می شد.
سال 855 هجري مولانا احمد يساوي حاكم قهستان شد.
سال 874 هجري شيخ زاهد طارمی از طرف سلطان حسين بايقرا به فرمانروايي قهستان منصوب شد.
بنابر نظر مولف بهارستان در عهد سلاطین گورکانی خاندان شاهان در نوفرست اقامت و حکومت داشته اند و از این جهت گفته شده که نوفرستی که جای شاهان است به به آب و وه وه نان استهمچنین مولف بهارستان در ذکر یکی از بزرگان قهستان بنام شاه اسحق ولی می نویسد که شاه اسحق، شاهزاده ای قابل و ادیبی فاضل بوده از خانواده شاهان که این خاندان بتولی و تبری و تصلب در تشیع امتیازی دارند. شاه اسحق اول در دوره زندگانی خود حاکم قهستان بوده و بجود و سخا معروف. آخر الامر بواسطه دشمنی بعضی معاندان، سلطان وقت او را مقید کرده و مدتی در دارالملک هرات محبوس بوده است تا اینکه بواسطه مرضش رخصت یافته و عازم نوفرست می گردد. شاه اسحق اول در سال 899 هجری وفات کرده و ملازمانش او را در محله شاهان نوفرست به خاک سپرده اند.
سال 919 هجري امير خان موصلو به عنوان فرماندار و حاكم قاين از سوي شاه اسماعيل صفوي تعيين شد. مولف احیاءالملوک ضمن شرح احوال ملک شمس الدین محمد (یکی از حکام سیستان در اوایل قرن دهم هجری) پس از کناره گیری از حکومت و سپردن آن به برادر کوچکتر خود ملک سلطان محمود، نقل می کند که پس از مدتی برادر کوچکتر از برادر بزرگتر فراموش کرده و از وی می خواهد که دختر عمش را که در عقد برادر بزرگتر بوده طلاق دهد تا به عقد خود درآورد. ملک شمس الدین بشدت رنجیده شده و مدتی ابا می کند. اما آخرالامر از ترس جان خود مجبور بدین کار می گردد ولی دیگر در سیستان توقف نکرده و بجانب قاین رفته در بلوک نهارجان شاهان نوفرست استقبال او نموده او را به میان خود آورده، مخدره ای در حباله نکاح او در می آورند که از او اولاد بهم می رسد. بزرگ این اولاد بنقل از مولف احیاءالملوک ملک اسحاق بن ملک محمد بود که املاک بسیار در قهستان بهم رسانید و موضع بندان و طبسین را که بایر بود آباد کرد. فوت ملک شمس الدین محمد را در موضع نوفرست بتاریخ 928 هجری در 64 سالگی ذکر می کند. همچنین مولف احیاءالملوک نیم صفحه ای را بذکر حال ملوک نوفرست اختصاص می دهد که بنوبه خود حاکی از اهمیت این خاندان در منطقه قهستان و سیستان می دهد. وی ذکر می کند که پس از آنکه ملک اسحق بن ملک محمد از مادری از تبار شاهان نوفرست تولد یافت و به مکنت و بزرگی رسید مجددا با خاندان شاهان وصلت کرده و صبیه ملک علی ولد رشید خود به شاه ولی می دهد که از او سه پسر بهم می رسد. مولف احیاءالملوک سپس عینا اینگونه نقل می کند که " اکنون ( منظور حدود سال 1027 هجری است) ملک اسحق ثانی ارشد ایشان (ملوک نوفرست) و به عنایت دوستان در سلک ملازمان علیه شاهی انتظام دارد و نسب ایشان را در تواریخ مطالعه نموده ام. اما ملک اسحق سیستانی (احتمالا منظور ملک اسحق بن ملک محمد است) که بشهده تاریخ مشهور بود می گفته که نسب شاهان نوفرست به اردشیر بابک می رسد و از میر غیاث جد مادری فقیر مشهور است که نسب ملوک بخت افزون را که از ملوک نوفرست است به اردشیر بابک منسوب می نمود. العلم عند الله." و اما ملک بخت افزون آنگونه که خود مولف در شرح حال میران میر عبدالله ذکر می کند، از اجداد مادری وی است که نام کامل او "ملک بخت افزون بن ملک اردشیر از ملوک قهستان که الحال در قریه نوفرست نهارجان جمعی هستند، به سیستان افتاده و از آبا و اجداد امیر مبارز امیر همه که از امرای قدیم سیستان است زن خواسته و در سیستان ساکن شده ، پس از مدتی امیر عبدالله بوجود آمده ". بدین ترتیب روشن می شود که گروهی از امیران سیستان که به میران میر عبدالله معروف بوده اند از نسل ملوک نوفرست بوده اند. البته ظاهرا کسی از این امیران به مقام حکومت سیستان نرسیده و همگی در رکاب حکام سیستان که از نسل عمرو بن لیث صفاری بوده اند خدمت می کرده و با آنان پیوندهای خویشی داشته اند. از تاریخ دقیق مهاجرت ملک بخت افزون به سیستان ذکری نشده است ولی گویا نامبرده اولین کسی است که به سیستان رفته و با امیران آنجا پیوند برقرار کرده است. همچنین مولف احیاء الملوک در آغاز کتاب و ذکر کتبی که درباره تاریخ سیستان نوشته شده ذکر می کند که جد مادری او امیر محمد امیر مبارز که خود از اعقاب ملک بخت افزون و از میران میرعبدالله بوده کتابی مبسوط در تاریخ سیستان نوشته که وی در دوران کودکی در دبستان چند جزء از آن را دیده ولی بهنگام تالیف احیاءالملوک نسخه ای از آن کتاب موجود نبوده است. شرح حال ملک بخت افزون را مولف احیاءالملوک از آن کتاب برگرفته است. سال 1157 هجري امير علم خان خزيمه پسر اسماعيل خان جانشين پدر شد كه همواره به عقل و كياست اشتهار داشت و همواره در ركاب نادرشاه بود در اين زمان وقتي محمد عليخان قراقلو فرمانده كل قواي نادر در خراسان بر عليه نادر علم طغيان بر افراشته بود وي را دستگير نمود. سال 1213 هجري امير علم خان دوم بعنوان پنجمين امير خاندان خزيمه حكومت قاينات رابر عهده گرفت.سال 1247 هجري امير اسداله خان فرزند امير علم خان بعنوان ششمين امير خاندان خزيمه حسام الدوله جانشين پدر شد وي در سال 1249 در اردوكشي محمد ميرزا به هرات حضور داشت در سال 1253 و 1254 به همراه محمد شاه قاجار در محاصره هرات در اردوي ايران بود در سال 1277 وي در ازاي دفع تركمانان متجاوز به محدوده قاينات از شاه خلعت دريافت كرد و به درجه سرهنگي ارتقاءيافت. سال 1284هجري امير علم خان حشمت الملك بعنوان امير خاندان خزيمه به حكومت قاينات رسيد وي از طرف ناصرالدين شاه به لقب حشمت الملك مفتخر گرديد و در سال 1309 به منصب امير تومان ارتقاء يافت. سال 1322 هجري امير محمد ابراهيم خان شوكت الملك بعنوان دهمين امير خاندان خزيمه حكومت قاينات را در دست گرفت. گزارشی مکتوب درباره نوفرست و حال وهوای آن را می توان در کتاب نامه هایی از قهستان تالیف اف هیل انگلیسی و ترجمه محمد حسن گنجی پیدا کرد. این گزارش مربوط به سال 1332 هجری قمری مطابق با 1293 هجری شمسی و 1914 میلادی می باشد. آنگونه که اف هیل کنسول انگلیس در بیرجند در تاریخ 22 می 1914 معادل با 1 خرداد 1293 گزارش می کند نوفرست آبادی سرسبز و پر دار و درختی است که در دامنه کوه و در 17 مایلی (27 کیلومتری ) شهر بیرجند قرار دارد. او مهمان تاجر سرشناسی بوده است که همان ملک التجار بیرجند معروف به حاجی ملک می باشد. او گزارش می دهد که درختان بادام مهمانش را سرما زده است ولی مابقی درختان در امان مانده اند. همچنین حاجی ملک بیش از 100 نفر کارگر را در کارگاههای قالی بافی خود مشغول بکار داشته است. از محتوای سخنان رد وبدل شده بین حاجی ملک و اف هیل بر می آید که ایامی که این گزارش در آن نوشته شده مصادف بوده با سیل ورود کالاهای خارجی به منطقه قهستان و در40 سال قبل از این ایام یعنی مثلا 1250 هجری شمسی خبری از کالاههای خارجی در بازار نبوده است و قیمتها به نسبت خیلی پایین تر بوده اند. اف هیل شبی را در نوفرست می ماند و سپس عازم چنشت می شود در باز گشت از چنشت مجددا شبی را در نوفرست میهمان یک کشاورز جوان نوفرستی می گردد و این باغدار نحوه خرید و فروش زمین در نوفرست را اینگونه توضیح می دهد که در اینجا زمین را نه بر اساس جریب و وسعت بلکه بر اساس حق آبه و موقعیت زمین از لحاظ فاصله تا دهانه قنات ارزیابی می کنند آب نیز بر مبنای مقدار سنجیده نمی شود بلکه بر اساس سهم زمانی محاسبه می شود.
منابع:
1. احیاءالملوک- ملک شاه حسین بن ملک غیاث الدین 2. بهارستان- محمد حسین آیتی 3. سلسله مقالات پژوهشی، لاخ مزار بیرجند- رجبعلی لباف خانیکی،رسول بشاش 4. نامه هایی از قهستان - اف هیل، ترجمه محمد حسن گنجیwww.qayen.com/historic/nextislam.php




